Thursday, November 17, 2022

سلام
برگشتم

Wednesday, October 13, 2010

من؟؟؟؟

من در کشوری زندگی می کنم که زبانش "پارسی" است اما به آن" فارسی" می گویند ، چون عربی "پ" ندارد.
دکتر شریعتی

Thursday, August 19, 2010

*

It 's a new story !!!!!

Friday, August 13, 2010

لطفا برام هیجان ارسال کنید

به مقدار متنابهی هیجان احتیاج دارم
لطفا هیجان برام بفرستید
هم اینک نیازمند یاری سبزتان هستم

Wednesday, July 28, 2010

حضور خلوت انس است و دوستان جمعند ...

بالاخره خدا خواست و امام زاده عبدالله طلبید و من اومدم گرگان
اینجا روز ها مثل برق و باد می گذره ، محفل عیش است و نوش و دوستان جمعند
... پری ، گیتارش، فخری جونم ، مانکن خودم ، بیجی ، ساسی ، کوه ، جنگل ، ناهار خوران ، دانشگاه ،
خلاصه روزها بر وفق مراد است و ایام به کام و جای شما خالی
پیوست: یاد باد ان روزگاران یاد باد

Saturday, July 24, 2010

عاشقی جرم قشنگی است به انکار مکوش

Monday, June 21, 2010

...

مدت زیادی که خاطره ننوشته ام. همه پستمام کپی هایی بودن که برای رفع تکلیف میریختم تو شکم این بلاگ. علتش رو هم نمی دونم شاید به خاطر تنبلی و بی حوصلگی بوده و شاید هم به خاطر گرفتاری. خلاصه این سال تحصیلی هم مثل همه سال های دیگه تموم شد . باکلی خاطرات خوب و بد. البته الان که دارم می نویسم خاطرات خوبش یادمه و هرچی به این ذهن پوسیده فشار میارم بداش یادم نمی آد. از هفته دیگه باید برم دنبال کارای پایان نامه. روزی که رفتم با استاد راهنمام در مورد پایان نامه صحبت کنم ،گفت ببین تو باید بری مقاله پیدا کنی بیای من اگه دلم خواست می خونم و نظر میدم ، اگر هم نخواستم نمی خونم، تو باید دنبال من باشی که بیام تو آزمایشگاه کار بهت یاد بدم ، تو .. تو .. تو.. ، بیچاره خبر نداشت و من تنبل رو نمی شناخت... حالا هر روز دنبال منه بهم مقاله میده کتاب میده و التماس میکنه که بیا بخون، فرداش منو می بینه میگه خوندی میگم نه، پس فردا میگه خوندی میگم نه و این قصه ادامه داره
پیوست 1: میخواستم در مورد استاد راهنمای گرامی بنویسم ولی جمله ای در خور پیدا نکردم. در روز های اتی این کار رو می کنم. فعلا خدا حافظ