Thursday, December 30, 2004

عید شما مبارک

مهم اینه که عید باشه!
مهم نیست برای کی و کجا!
هر چند پارسال غم بم جایی واسه
شادی نذاشت؛اما امسال... هموطنان مسیحی
کریسمس مبارک

Wednesday, December 22, 2004

وقتي يك خانوم يا آقاي مسني رو تو خيابون مي بينم
اولين چيزي كه از ذهنم مي گذره اينه كه:
خدايا!چراغ خونه هيچ خانواده اي و خاموش نكن!

Monday, December 20, 2004

چندین سال قبل در شب یلدا کودکی به دنیا آمد که
وجودش مرا خوش بخت ترین انسان عالم کرد
انسانی که هیچ هدیه ای لایق نثار قدومش نیست و با
هیچ زبانی نمیتوان محبت های بی کرانش را س÷اس گفت
عزیز ترین کس زندگییم مادر مهربانم
تولدت مبارک

Saturday, December 11, 2004

من پنج شنبه به ولايت بر مي گردمممممممم

منتظرم باشين

مسنجراتونو اب و جارو كنيد!

من اومدممممممممممم!

Monday, December 06, 2004

بيزارم

بيزارم از هر كس و هر چيز كه بخواهد انسان را به

غم و غصه دعوت كند.از چهره هاي ماسكه از دل هاي

خالي از احساس با بر چسب ايمان!

كه گفته اگر عزاداري كنيم گريه كنيم بر سر بكوبيم

مومنيم!

اگر چهره’ بي احساس داشته باشيم با خداييم!

كه گفته تنها شرط ورود به بهشت فقط حجاب و نماز

و روزه است!

اگر چنين است بهشت ارزاني شما

من آمدم تا شاد باشم شادمانه عشق بورزم و

شادمانه به لقايش بروم!

چرا كه خدا هست هر جا كه شادي هست!خدا در شادي ها

شناخته ميشود

چندي پيش با خانمي هم مسير شدم كه از تمام صورتش فقط

عينك بزرگي پيدا بود و ديگر هيچ!

برايم از خدا دين و ايمان گفت به گونه اي كه مي خواستم

به كنجي خزيده ٍ گوشه’ عزلت پيش گرفته و دست از دنيا

و تمام تعلقاتش بكشم به غصه و گريه و عزاداري پرداخته

شايد كه از در رحم آمده گناهانم را ببخشايد

كودكي زمين خورد دلم صد پاره شد با نگاهي بي تفاوت رويش

را برگرداند و به صحبتش ادامه داد

در حالي كه به سمت آن كودك مي رفتم گفتم:

خيلي چيزها را برايم روشن كرديد

ولي راه من از شما جداست!