sardargomi
Thursday, March 31, 2005
Sunday, March 20, 2005
Wednesday, March 16, 2005
سرخی تو از من ، زردی من از تو
یه جایی خوندم که ایرانیان باستان
بر این باور بودن که فرشته برکت در
آخرین چهارشنبه هر سال به همراه یارانش
پایین می یاد و به هرجا که شادی و نور
بیشتر باشه می ره و یک سال نیکو وخوش یمن
را برای ساکنان اونجا رقم می زنه ، به همین
دلیل مردم در این شب آتش می افروختند
و به جشن و پای کوبی می پرداختند!
دیشب اولین شبی بود که بعد از جشن ازدواج خواهرم
به مفهوم واقعی کلمه رقصیدم و روی هر چی دختر و پسر
teen age و غیر teen age بود رو کم کردم
Saturday, March 12, 2005
نگو دیگه نمی شه!
هر کی و می بینی یه جوری شاکییه
دنیا رو بی خیال بابا کی به کیه
بی خودی غم نخور خودت رو گیر نده
عمرتو دستِ لحظه های پیر نده
عمر دو روزه
نذار بسوزه
یه کاری نکن چشاشو دلت به در به دوزه
گریه رو بس کن
حال و روزتو عوض کن
اسب سیاه قصه تو تازه نفس کن
تا وقتی نبض قلب تو می زنه آواز
بدون که می شه هر تمومی بشه آغاز
هر روز که از خواب پا می شی یه روزِ تازه ست
دنیا رو خوب دیدن یه کار خیلی ساده است
نگو دیگه نمی شه
نگو زده به ریشه
واسه ساختنِ از نو فرصتی هست همیشه
نگو از ما گذشته
نگو راهی نمونده
نگو برای راه تاریکم ماهی نمونده
نگو دیگه نمی شه
نگو زده به ریشه
واسه ساختن از نو فرصتی هست همیشه!
رضا صادقی
