Tuesday, September 20, 2005

طلوع خورشید مشرقین
و دردانه ی نرجس خاتون
مهدی موعود
مبارک

Monday, September 19, 2005

اگر بار گران بودیم رفتیم
اگر نا مهربان بودیم رفتیم
عمرا که من نا مهربان باشم اول و آخر
همه مهربونا خودمم اصلا هر کی هم بگه نامهربونم
آقا خله!
من این بار لطف می کنم و اجازه نظر
دادنو بهتون میدم ببینم مردش پیدا می شه بگه
من نا مهربونم ؟
اگر چه می دونم پیدا نمی شه چون کسی آدرس
بلاگ منو نداره!اگر هم داشته باشه جراتشو
نداره چون حقشو می ذارم کف دستش!
به هر حال جمعه دارم میرم
کسی گریه زاری راه نندازه که حال ندارم
من خوشحالم!
اگر چه باز باید نه ماه سمیرا و نسیم و
تحمل کنم ولی خدایی دلم براشون خیلی تنگ
شده
عجیبه مگه نه؟

Thursday, September 15, 2005

سحری که در آغوش بگیری ام

همه فرشتگان

در حسرت عشقی که نمی شناسند

اشک می ریزند

و روزی که با تو پیش می روم

همگی

کوله بار تمنا به دوش

راهی دیار انسانیت اند