به تو ! بهانه تمام غزل ها
بخت و اقبال دارد لبخند مي زند
به: اين لحظه ها
!تو داري مي آيي
:به
سرزميني كه پيش ترها
برگ هاي خشك غزل هايش
....پاييز را مهمان بودند
به: اين لحظه ها
!تو داري مي آيي
:به
سرزميني كه پيش ترها
برگ هاي خشك غزل هايش
....پاييز را مهمان بودند
...
!حالا بهار دارد موهايش را شانه مي كند
!حالا بهار دارد موهايش را شانه مي كند
!تو داري مي آيي
و گواه آن
درخت سبز انديشه هاي من است
مي روي ؟ باشد
و گواه آن
درخت سبز انديشه هاي من است
مي روي ؟ باشد
...خدا به همراهت
!فقط لطفا در را پشت سرت محكم ببند
!!!نمي خواهم خيابان ها مهمان توفان شوند
هميشه نبودنت كنارم مرا مي آزارد
و
من عجيب بهانه گير مي شوم
تو اما
لبخند ماندگارت پيوست مي شود بر
...سكوت
!فقط لطفا در را پشت سرت محكم ببند
!!!نمي خواهم خيابان ها مهمان توفان شوند
هميشه نبودنت كنارم مرا مي آزارد
و
من عجيب بهانه گير مي شوم
تو اما
لبخند ماندگارت پيوست مي شود بر
...سكوت
حالا
بعد از اين همه بهانه گيري
مي توانم زبان لبخندت را ترجمه كنم
باور كن هر جا كه باشم دوستت دارم
فرزند بهانه گير غزل ها
مي توانم زبان لبخندت را ترجمه كنم
باور كن هر جا كه باشم دوستت دارم
فرزند بهانه گير غزل ها

<< Home