Wednesday, July 11, 2007

هر آنکه جانب اهل وفا نگه دارد
خداش در همه حال از بلا نگه دارد

گرت هواست که معشوق نگسلد پیوند
نگاه دار سر رشته تا نگه دارد

حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست
که آشنا سخن آشنا نگه دارد

سر و زر و دل جانم فدای آن یاری
که حق صحبت مهر و وفا نگه دارد

صبا در آن سر زلف ار دل مرا بینی
ز روی لطف بگویش که جا نگه دارد

دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای
فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد

چو گفتمش که دلم را نگاه دار بگفت
ز دست بنده چه خیزد خدا نگه دارد

غبار راه گذارت کجاست تا حافظ
به یادگار نسیم صبا نگه دارد

Tuesday, July 10, 2007

بعضی آدم ها مثل الماس تراش نخورده اند
در برخورد اول جذاب نیستن
ولی الماس وجودیشون کم کم رو می شه
و اون موقع است که پی به ارزش روح و شخصیتشون می بری
و یه عده دیگه مثل یه مشت شیشه رنگی هستن
که همون اول جذبشون می شی
و فکرمی کنی گوهردرونی زیبایی دارن
ولی به مرور می فهمی چیزی نیستن جز همون شیشه های بی ارزش

Wednesday, July 04, 2007

آزادی

این متن و من واسه سال نو تو بلاگم گذاشتم
ولی الان می بینم که نیست
شاید هم هست ولی من ندیدم
پس از من بپذیرید
نوروز می‌رسد
من از زبان برگ،
من از زبان جاری سبز درخت ها،
پرواز ابر
نجوای چشمه سار
من از زبان رويش نرگس به دشت ها
من از نگاه شقايق
من از نوای دلكش سبزی فروش شهر
من از ترانه‌ی فيروز سرخ پوش
پرواز چلچله، رقص شكوفه ها
از هفت سين
از برگ سبز بيد
می‌خوانم اين پيام
نوروز می‌رسد
با كوله بار عشق
از كومه‌های دور
گلريز و گل فشان
می‌خوانم اين ترانه و فرياد می‌زنم
آزادی، ای عزيزترين عشق
آزادی، ا‌ی شريف ترين چيز
بر لاله زار ميهنم، ايران
در اهتزاز باش

مادرها آدم های عجیبی هستن
شماره موبایل تک تک بچه هاشونو بلدن ولی شماره خودشونو هرگز
بچه های زشتشونو چنان عاشقانه دوست دارن که گویی بچه شون الهه ونوسه
هرچی بد می کنی بازم دوست دارن و بهت خوبی می کنن
و تنها جای امن، بی ریا و سرشار از عشق و محبت خالصانه، آغوش گرم اونهاست
:به این کوه بزرگ از عشق و محبت چی می شه گفت
جز اینکه مامان جونم دوست دارم روزت مبارک

همه گویند بهشت خواهی یا دوست ای بی خبران بهشت با دوست نكوست

Tuesday, July 03, 2007

زندگی

همه هستی را نیرویی فرا گرفته است
كه تورا نیز حمایت می كند
این نیرو، نگران توست
این نیرو همواره در دسترس است
اگر این نیرو را از دست بدهی ، خودت مقصری
اگر درها و پنجره های اتاقت را ببندی
خورشید بیرون را نپوشانده ای
بلكه خودت را در تاریكی محبوس كرده ای
حتی اگر درها را بگشایی
پنجره ها را باز كنی
و پرده ها را هم كنار بزنی
باز اگر چشمانت را بسته نگه داری
جز تاریكی نصیبی نخواهی برد
نسبت ما نیز با خدا چنین است
عشق او همواره در دسترس است
اما دل ما گشوده نیست
دلت را به خدا بسپار
بگذار خداوند ، تپشهای هماهنگ با هستی را به آن الهام كند
دلی كه هماهنگ با نبض هستی نامتناهی نمی تپد
دل نیست ، پاره ی گِل است
از كتاب عشق پرنده ای آزاد و رها