چند روزه که از جنگل گلستان برگشتیم
دلم می خواست در باره این تجربه بی نظیر یه متن جالب می نوشتم
ولی این روزا سرم خیلی شلوغه و اصلاً نمی تونم رو چیزی تمرکز کنم
...الان هم ، تنها چیزی که می تونم بگم
نه ، نه هیچی نمی تونم بگم
پیوست1:اون چهار روز رو در سکوت گذروندم
حس می کردم هر کلمه به معنی از دست دادن یک لحظه ست
و من دلم نمی خواست لحظات بی نظیراز بین انگشتام فرو بلغزه و از دست بره
" زانکه آنجا جمله اعضا چشم می باید بود و گوش"
پیوست 2: نمی دونم کی ولی مطمئنم باز هم خواهم رفت
آخه دلمو ،نه ، تمام وجودمو اونجا جا گذاشتم